عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )
239
مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )
كه مورد ظلم و جور بنى اميه قرار گرفته بودند ، جانبدارى مىكردند ، بدين ترتيب اولين گروه زاهدان كه طرفدار صحابه و آل على بودند ، پيدا شدند . از وعظها و سخنان و روايات و حكايات گردآورى شده دربارهء آنان ، ادبيات زاهدانه و صوفيانه يا به عبارت ديگر سرچشمههاى نخستين نمونههاى اين نوع ادبيات به وجود آمد و اين زهاد ، نخستين كسانى بودند كه در اسلام ، تصوف را پايهگذارى كردند . در ميان اين گروه بيش از عشق ، خوف و بيش از بينش وسيع ، زهد مفرط و بيش از عرفان ، عبادت سخت و غير قابل تحمل حاكم بود . اساسا در آيين اسلام كه از يكسو با هند و ايران و از سوى ديگر با روم و بيزانس در تماس بود ، نمونههايى يافت مىشد كه خميرهء اين زهاد را تشكيل مىداد و راههايشان را هموارتر مىكرد . مسلمانان پرهيزگار اوليه نيز همانند زهاد هندى و مسيحى به رياضت و سياحت مىپرداختند و بدون زاد راه بيابانها را در درمىنورديدند . و با ايذاى نفس ، روح را تقويت مىكردند . ولى زندگى توام با احساسات ، با جذبه تجانس دارد . از اين نظر قدرت ايمان در مسلمانى و قربت به ذات بارى يعنى مقبول شدن در بارگاه الهى نسبت به درجهء اخلاص در عبادت ، در ميان اين زاهدان نيز به صورت دست شستن از دنيا و رسيدن به ذات حق از طريق نوعى وحدت وجود تجلى مىكند . اهل شرع ، از همان دورههاى اوليه اين گروه را بر منهج دين نمىدانستند و رفتارهاى آنان را بدعت به حساب آورده بودند و اعمال آنان را مصداق اين گفتار پيامبر مىدانستند كه گفت : " اياكم و الغلو فى الدين فانما هلك من كان قبلكم بالغلو فى الدين " « 1 » تمام علماى دين ، خواه شيعه و خواه سنى شديدا عليه اين اين گروه برخاسته بودند . ولى اين زهد و تقوى علاوه بر آنكه منبع تسلى خاطر و مايهء سكون و آرامش مردم مىشد ، زهاد نيز در برابر شريعتمداران قدرت آن را داشتند كه طريقت خود را به استناد قرآن و احاديث محافظت كنند و در رفتار خاندان پيامبر و صحابهء او چيزهايى بيابند كه بتواند توجيه كنندهء رفتار آنان باشد . حتى زهاد صاحبان آن رفتارها را هم از زمرهء خود مىشمردند . در برابر درجهء اجتهاد كه بين علماى دين رايج بود و علما سند خود را با عنعنات به خود
--> ( 1 ) جامع الصغير ، سيوطى ، ج 2 ، ص 97